کاربردی‌سازی تفاسیر قرآن

کاربردی‌سازی تفاسیر قرآن حجت‌الاسلام والمسلمین خسروی گفت: در کابردی‌ شدن تفاسیر باید به زمان و زبان روز توجه کرد، اینکه فرموده‌اند هر 50 سال باید یک تفسیر جدید نوشته شود برای این است که نسل عوض می‌شود و اقتضائات و حتی ادبیات جامعه تغییر می‌کند.

به گزارش وبگاه خسروی‌نامه به نقل از ماهنامۀ خیمه، حجت‌الاسلام والمسلمین محمدعلی خسروی طی یک گفت‌وگو به بیان مطالبی دربارۀ جریان‌های تفسیری و کاربردی‌سازی تفاسیر قرآن پرداخته است که در ادامه می‌آید.

جریان‌های تفسیر قرآن کریم در دوران معاصر را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

تفسیر به معنای پرده برداشتن از روی حقایق قرآنی است، شیوه تفسیر در دوران‌های مختلف تابع شرایط و اقتضائات زمان، نیازهای روز جامعه و سطح دانش و حوزه تخصصی مفسر بوده است، برای مثال مفسری که در زمینه ادبیات، زیاد کار کرده است و مجذوب زیبایی‌های لفظی قرآن شده، تفسیرش بیشتر جنبه ادبی دارد. یا مثلاً کسی که بیشتر برمعقولات تمرکز داشته، تفسیرش جنبه فلسفی‌ یافته است. با بررسی تفاسیر مختلف در می یابیم که نگاه مفسران به قرآن، در دوران‌های مختلف، متفاوت بوده است.

در دهه‌های آغازین قرن بیستم میلادی که مسئله تکنولوژی و پیشرفتهای تجربی، در جهان حرف اول را می‌زد، و یک حالت علم زدگی در افکار عمومی بوجود آمده بود، بعضی از مفسران سعی میکردند، آیات قرآن را با فرضیات و علوم روز تطبیق دهند، مانند تفسیر الجواهر طنطاوی که آیات را با گرایش به علوم تجربی تفسیر کرده و سعی دارد بین قرآن و علم آشتی ایجاد کند و از پیشگویی های قرآن در حوزه علوم تجربی خبر داده است. در دوران دیگری که نهضت‌های اجتماعی پا گرفت، افرادی که نگاه اجتماعی به مسائل روز داشتند، با این رویکرد، قرآن را تفسیر کردند، مانند سید قطب در تفسیر «فی ظلال القرآن» و آیت الله طالقانی در تفسیر «پرتوی از قرآن» که صبغه اجتماعی و راه حل برونرفت از مشکلات اجتماعی و طرح مباحث سیاسی و حاکمیت دینی داشتند. مرحوم علامه طباطبایی نیز در تفسیر«المیزان» که از ابعاد مختلف دارای جامعیت است، در عین اینکه از منقولات و روایات بهره وافی بردند اما رویکرد آن بیشتر مباحث عقلی و فلسفه اجتماعی است و پاسخ به پرسشهای نوظهوری که در آن مقطع فضای فکری جامعه علمی را به خود مشغول ساخته بود. این تفسیر، هنوز که هنوز است، جایگاه ویژه خود را در پاسخگویی به شبهات و تبیین حقایق قرآنی حفظ کرده است.

اما در این میان امام خمینی شیوه تفسیری متفاوتی دارد. نکتهای که‌ فوق‌العاده حائز اهمیت است نوع نگاه امام خمینی(ره) به قرآن کریم است، نگاهی که کمتر به آن توجه می‌شود. ایشان قرآن را نسخه مکتوب از انسان کامل می داند و میفرماید: «چنانچه حق تعالی بیدی الجلال و الجمال تخمیر طینت آدم اول و انسان کامل فرموده، بیدی الجلال و الجمال تنزیل کتاب کامل و قرآن جامع فرموده» تردیدی نیست که انقلاب اسلامی و قانون اساسی بیشتر از هر عاملی تحت تأثیر افکار و نگرش بنیانگذار انقلاب اسلامی بوده است. و این نگاه ویژه به حقیقت کلام الله تأثیر مستقیم بر جهت کلی نهضت و شکل دهی چارچوبهای آن داشته است. متأسفانه دیدگاه‌های تفسیری ایشان تحت‌الشعاع حرکت انقلابی و توفنده سیاسی ایشان قرار گرفته و کمتر به آن پرداخته می شود. بطوری که آنچه از امام خمینی(ره) به عنوان شاخص در ذهن ما و جامعه ما نقش بسته، تنها روحیه استکبارستیزی و استعمارستیزی ایشان است. اما کمتر توجه کرده‌ایم که امام این روحیه را از کجا گرفته است؟ قبل از آنکه امام نهضت خود را آغاز کند، یک معلم اخلاق و مفسر قرآن و یک مدرس فلسفه بود، اولین تألیفات امام خمینی، در حوزه فقه و اصول و یا سیاست نبوده است، اولین کتاب‌های امام که در 27 و 28 سالگی نوشتند، کتاب‌های اخلاقی و تربیتی بر اساس آیات قرآن و روایات معصومین(ع) بوده است مانند چهل حدیث، شرح دعای سحر، شرح جنود عقل و جهل و...، امام در این دوره سعی کردند با استفاده از قرآن و احادیث به تربیت جامعه بپردازند، با این مقدمه به این نتیجه می‌رسیم که نگاه تفسیری امام خمینی به قرآن نگاه ادبی و بلاغی نیست، نگاه جامعه‌شناسی و اجتماعی به معنای مرسوم آن نیست، نگاه تطبیق با علوم تجربی هم نیست، بلکه نگاه تربیتی است. مجموعه اندیشههای تفسیری امام در پنج مجلد با همت حجت‌الاسلام ‌والمسلمین ایازی زیر نظر مرحوم آیت‌الله معرفت جمع‌آوری شده است که به همه قرآن‌پژوهان وعلاقه‌مندان به معارف قرآنی توصیه می‌کنم این مجموعه را مطالعه کنند. در این تفسیر پنج جلدی از ابتدا تا انتها به هر صفحه و آیه‌ای که نگاه کنید، می‌بینید امام راهش را گم نکرده است و سعی دارد بگوید هر آیه چه پیام تربیتی‌ای برای ما دارد. برای مثال در داستان شیطان و خلقت انسان، امام معتقد است نقل تاریخ خلقت انسان و داستان شیطان یک هدف مهم تربیتی دارد و آن گوشزد کردن خطر کبر و خود برتربینی است، همان خطری که موجب سقوط موجود مقربی چون ابلیس و رانده شدنش از حریم قرب الهی گردید. و این خطر در کمین همه ماست.

 و یا مثلا آیه «لَا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ»، یک معنی ظاهری دارد به این معنی که ظاهر قرآن را نباید بدون وضو و طهارت مس کرد. و یک معنای عمیقتر که دارای نقش سازندگی و تربیتی است به این معنی که به تعبیر امام خمینی تنها کسانی می‌توانند از معارف قرآن استفاده کنند که خود را از ارجاس قلبیه و نجاست خودخواهی پاک کرده باشند. و تا دل انسان در حصار حرص و طمع و غرور و منیت گرفتار است نخواهد توانست از نورقرآن بهره گیرد. در حقیقت آنچه جامعه را متحول می‌کند، این نگاه تربیتی به قرآن است. و امام با این شیوه تفسیری واین نوع برداشت از آموزه های قرآن کریم بود که روح ایمان و تقوی و شجاعت و سلحشوری و خداباوری را در جامعه مرده دمید و حیاتی دوباره به مردم ایران وسایرملتها بخشید.

تفسیر قرآن پس از انقلاب اسلامی چه وضعیتی داشته است؟

پس از پیروزی انقلاب، تفاسیر زیادی چاپ شده است اما عمده آن‌ها ترکیبی از تفاسیر سابق است، نوآوری در آن‌ها کمتر دیده می‌شود اما در میان این‌ها، تفاسیری هم هستند که نگاه جدیدی را نسبت به فهم آیات مطرح کرده‌اند، نمونه آن را در «تفسیر راهنما» از مرحوم آیت‌الله هاشمی رفسنجانی و همکاری جمعی از پژوهشگران حوزه علمیه قم می بینیم که یک تفسیر کاربردی و جذاب است. در این تفسیر سعی شده است که چگونگی حل مشکلات فردی و اجتماعی را از آیات استخراج کند و نکات مهمی را که هدف آیه بوده، ارائه کند. این تفسیر خیلی زود ما را با ملاحت و شیرینی آیات قرآن، آشنا می‌کند. اصل شروع این تفسیر چنانکه می‌دانید از زندان رژیم شاه شروع شد و ایشان می‌خواست نشان دهد قرآن چگونه می‌تواند نجات‌بخش انسان‌ها باشد. مرحوم هاشمی در یک جلسه‌ای برای ما تعریف کرد که مأمور شکنجه‌گر ساواک، پس از ساعتی شکنجه دستور میداد شکنجه را موقتا قطع کنند تا بدنم که گرم شده و درد را احساس نمیکند سرد شود. مرا به سلولم برمیگرداندند تا بعد از مدتی دوباره بیاورند وبقیه سهمیه شلاق را بزنند، ایشان می فرمود در آن لحظات فکر ادامه شلاق های بعدی به شدت روحم را می آزرد تنها چیزی که مرا آرام می کرد پناه بردن به قرآن بود. در آن فرصت مطالعه آیات قرآن چنان قدرتی به من می بخشید که دیگر درد شکنجه را حس نمی کردم. مرحوم هاشمی همانجا به این فکر می افتد که برداشتهای سازنده قرآنی را در قالب فیشهایی تنظیم و به تدریج به بیرون زندان منتقل کند. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی این ایده تکمیل و با نام تفسیر راهنما مدون و منتشر گردید.

همچنین باید از دو تفسیر دیگر نام ببرم که حق بزرگی بر جامعه قرآنی دارند، اول «تفسیر نور» از جناب حجت‌الاسلام‌والمسلمین قرائتی، ایشان بعد از عمری تجربه در این حوزه این تفسیر را با همکاری دوستانشان تنظیم کردند که می‌تواند برای قشری از جامعه مفید باشد، دیگری، «تفسیر تسنیم» آیت‌الله جوادی آملی که از رتبه خیلی عمیق‌تری برخوردار است و در نوع خودش کار گسترده و بدیعی است که آن هم باز برای قشر خاصی که طالب درک مفاهیم عمیق قرآنی هستند، می‌تواند مفید باشد. تفاسیر دیگری مانند «تفسیر روز» از دکتر سید یحیی یثربی و «تفسیر کوثر» از آیت‌الله جعفری که امسال در نمایشگاه قرآن رونمایی شد، از جمله تفاسیری هستند که متناسب با نیاز امروز جامعه نگارش یافته اند.

آیا گسترش فعالیت‌ها، محافل و مطالعات قرآنی و چاپ تفسیرهای متعدد پس از انقلاب اسلامی، تأثیر لازم را در جامعه گذاشته است؟

طی چهل سال گذشته به رغم گسترش آموزش روخوانی و حفظ قرآن کریم و تألیف تفاسیر و ترجمه های متعدد قرآنی، که جدا قابل تقدیر بوده و باید از این همه توفیقات ربانی به درگاه الهی سپاس گفت. اما آثارعملی آن در رفتار فردی و تعاملات اجتماعی چنانکه باید مشهود نیست. و تجلی آموزه های قرآن کریم را در روابط خانوادگی و سطوح مدیریت جامعه کمتر مشاهده می‌کنیم. شاید علت این عقب ماندگی آن باشد که ما تصور کردیم آشنایی با فنون تجوید و قرائت، آگاهی از شیوه حفظ و دانستن لغت‌ها و واژه‌های قرآنی، می تواند اخلاق و رفتار انسان را تغییر ‌دهد، ضرر این برداشت غلط آن است که وقتی مردم به مقاصد مورد نظرشان از قرائت و حفظ قرآن دست نیافتند کم کم در تأثیر گذاری قرآن تردید خواهند کرد. در صورتی که از اول این تصوراشتباه بوده است. زیرا تأثیر قرآن به هنگام تدبر و تذکر و تمسک به آن حاصل می شود، نه در ارتباط با الفاظ و معانی آن. باید از مرحله روخوانی و ترجمه که مقدمات کار است عبور کرد و از چشمه زلال مفاهیم و معارف هدایتی بهره مند شد تا اهداف جامعه قرآنی حاصل شود. روخوانی و حفظ هم ارزشمند است و باید باشد اما برای اینکه خانواده، خانواده قرآنی و جامعه، جامعه قرآنی بشود، انتظار بیجایی است که فکر کنیم حفظ و قرائت ما را به این مقصود می‌رساند. امام خمینی(ره) که این انقلاب را ایجاد کرد، مبنای حرکتش تفسیر تربیتی قرآن بود، موقعی می‌توانیم به اهداف حضرت امام در این انقلاب نزدیک بشویم که به تفسیر تربیتی ایشان نزدیک بشویم، یعنی قرآن را یک کتاب تربیتی بدانیم، و البته تربیتی دانستن اهداف قرآن لوازمی دارد که باید به آنها توجه کنیم. یکی از آنها کنار زدن حجاب های ظلمانی و نورانی است. در نگاه امام خمینی، غرورعلمی از بزرگترین حجاب های فهم قرآن است. از نظر ایشان حتی علم تفسیر و علم قرائت و تجوید نیز می‌تواند بین ما و قرآن حجاب شود، با نگاه تفسیری امام، قرآن چیزی جز تجلی خداوند نیست. ایشان می‌فرماید:«قرآن، جلوه تام خدای تعالی است»، یعنی خواندن هر آیه از قرآن باید ما را به محضر خداوند متعال ببرد. و اگر آیهای چنین کارکردی را نداشت رسالت آیه بودن و نشانه بودنش را ایفا نکرده است و البته علت آن خود ما بوده ایم.

چطور می‌توان این همه تفسیر خوب را در جامعه کاربردی‌سازی کرد و مضامین آن را به سبک زندگی مردم وارد کرد؟

هر تفسیری که بزرگان ما نوشته‌اند، هر کدام از آن‌ها محاسن خود را دارد و اهل خود را دارد، به تعبیر امام خمینی(ره)، قرآن سفره گسترده‌ای است که هر کسی مطابق اشتهای خودش می‌تواند از آن، غذای خود را برگیرد، کسی که شیفته ادبیات است از تفسیرهای ادبی خیلی لذت می‌برد، کسی که علاقهمند به مسائل اجتماعی است از تفاسیر جامعه‌محور بهره می‌برد و...، ما نباید این درها را ببندیم و خودمان را به یک نگاه متمرکز کنیم. اما از این نکته نیز نباید غافل شد که نگاهی که جامعه را می‌تواند متحول کند، هدف تربیتی است. از اصل و هدف غافل نباشیم.

در کابردی‌ شدن تفاسیر باید به زمان و زبان روز توجه کرد، این که فرموده اند هر پنجاه سال باید یک تفسیر جدیدی نوشته شود و به روز شود، برای این است که نسل عوض می‌شود و اقتضائات و حتی ادبیات جامعه تغییر می‌کند، ادبیاتی که در تفاسیر صد سال قبل بوده برای جامعه امروزی مفهوم و مفید نیست.

راهکار اجرایی خاصی مد نظر ندارید؟

ابتدا باید نگاهمان را نسبت به کارکرد قرآن تغییر بدهیم، اگر نگاه ما تنها آموزش الفاظ باشد، تغییری صورت نخواهد گرفت، اکنون بیش ازهزار مؤسسه قرآنی به صورت فعال در کشور وجود دارد، ما بررسی کردیم و اقدامی را برای توانمندسازی مدیران و مربیان مؤسسات آغاز کردیم، جلسات مختلف و دوره‌هایی را برای این‌ها ترتیب دادیم تا در کنار مطالب فنی، مباحثی در زمینه سبک زندگی قرآنی، اخلاق قرآنی و... به مربیان و مدیران مؤسسات آموزش داده شود، این کار را در سال جاری هدفمندتر و بار علمی بیشتر هم ادامه خواهیم داد. این رویکرد نمونه‌ای است که به نظر من می‌تواند در بسط سبک زندگی قرآنی و کاربردی شدن مطالعات مؤثر واقع شود.

ببینید به طور کلی معتقدم برای اینکه جامعه قرآنی شود، باید پنج مرحله را برای گروه‌های مخاطب مدنظر قرار دهیم، مرحله اول، روخوانی قرآن، مرحله دوم، آشنایی با ترجمه آیات، مرحله سوم، واژه شناسی عمیق‌تر الفاظ و مرحله چهارم تدبر و فهم قرآن و مرحله پنجم، تمسک است، باید آن سه مرحله نخست را پشت سر بگذاریم و بعد بنشینیم راجع به آیات قرآن تدبر کنیم، تدبر غیر از تفسیر است، و به معنای این است که حقیقت و مقصود آیات را به طور جامع ببینیم، مثلاً در یک آیه می‌فرماید: «وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ»(انفال، 17) یعنی ای پیامبر، تو سنگ ریزه‌ها را نینداختی بلکه خدا انداخت، خب از این بوی جبر می‌آید اینجور به نظر می‌رسد که بشر هیچ‌کاره است، آیا واقعاً قرآن می‌خواهد این را تبلیغ کند که شما هیچ‌کاره‌اید و اختیار ندارید؟ آیه دیگری نیز می‌فرماید: «لَهَا مَا كَسَبَتْ وَعَلَيْهَا مَا اكْتَسَبَتْ»(بقرة، 286)، انسان هرچه بدست آورد، نتیجه اعمال خودش است، یا اینکه میفرماید: «وأَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى»(نجم، 39) یعنی انسان است و سعی و تلاش او. از این هم بوی تفویض برمی‌خیزد. بعضی‌ها مثل اشاعره، جبری شدند و بعضی‌ها مثل معتزله، تفویضی شدند اما وقتی از امام باقر(ع) سؤال شد ایشان فرمودند: نه جبر و نه تفویض بلکه امری بین این دو است، تدبر یعنی این آیات را کنار هم قرار دهیم و با تدبر و جمع بندی آنها به نتیجه‌ درستی برسیم، در همین مورد به این حقیقت دست می یابیم که گرچه همه چیز، از جمله اختیار و آزادی ما هم در دست خداست، اما او اختیار و آزادی را به ما داده تا ما را به تکامل برساند، اگر آزادی و اختیار نباشد، تکامل بی‌معنا است و ارسال رسولان و فرستادن کتابهای آسمانی لغو خواهد بود. به هر حال بعد از این چهار مرحله، نوبت به مرحله تمسک می رسد. تمسک همان متذکر شدن و عمل کردن به یافته ها و باورهایی است که از طریق تدبر به دست آورده ایم. در این آیه به این نکته اشاره دارد: «كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُولُو الْأَلْبَابِ»(صاد،29) یعنی این کتاب برای این است که افراد در آن تدبر کنند و متذکر شوند تا بتوانند زندگی خود را تغییر بدهند. تمسک یعنی در عمل، به قرآن پایبند باشیم.

شما حتماً از چگونگی آموزش قرآن و تفسیر در مدارس و دانشگاه‌ها خبر دارید، چه قدر با نقطه مطلوب فاصله داریم؟

الان عمده فعالیت‌ها توجه به روخوانی و روانخوانی و حفظ قرآن شده است، از دبستان بگیرید تا مراحل دانشگاهی، البته در مراحل دانشگاهی دروس معارف قرآنی هم داریم. اما واقع مطلب این است که به عنوان یک درس سرنوشت‌ساز به آن نگاه نکرده‌ایم، دانشجویان به استاد می‌گویند کدام سؤال بیشتر مطرح می‌شود که آن را حفظ کنیم؟ و بیشتر به دنبال پاس کردن این دروس هستند. حتی در مؤسسات قرآنی هم که عمدتاً افراد بر اساس عشق وعلاقه به آن وارد شده‌اند روش‌ها، روش‌های درستی نبوده است و عده‌ای در آن دنبال نمره و امتیاز هستند. باید از همان ابتدا که روانخوانی شروع می‌شود نیم‌نگاهی هم به تربیت قرآنی داشته باشیم.

 استاد و معلم قرآن باید در نگاه، رفتار و برخوردهایش یک قرآن مجسم باشد، رفتار قرآنی است که در انسان از همان کودکی اثر می‌گذارد اما معلمی که خود را نساخته است و برای گرفتن پول کلاسی را اداره می‌کند، طبیعی است که تأثیری منفی در ذهن کودک می‌گذارد. معلمی که اخلاق نداشته و نسبت به نماز و سایر احکام دینی بی‌تفاوت باشد، نمی‌تواند تربیت قرآنی را محقق کند. معلم باید خود ساخته و مُبادی آداب باشد.

ماه رمضان امسال، بیست و هفتمین نمایشگاه قرآن برگزار شد، نمایشگاه چه قدر می‌تواند در توجه‌دادن مردم به مباحث کاربردی تفسیری و احیای اندیشه دینی مبتنی بر قرآن کمک کند؟

نمایشگاه قرآن باید ما را به اندیشه برساند و اگر این کاربرد نباشد، ناقص است، طرحهایی که در نمایشگاه قرآن ارائه می‌شود علاوه بر زیبایی باید دارای ارزش محتوایی باشد. ارزش حریت، ارزش توکل، ارزش جهاد و شهادت و... باید این ارزش‌ها را احیا کنیم، گاهی این ارزش‌ها را با گفت‌وگو احیا می‌کنیم، گاهی با یک تابلوی هنری و اثر تجسمی؛ در سابق یادم هست دوعکس را در مغازه‌ها می‌زدند، یکی مرد بسیار چاقی بود و یکی بسیار لاغر، در کنار تصویر مرد چاق نوشته بود عاقبت نقدفروشی و در کنار مرد لاغر نوشته بود عاقبت نسیه فروشی، این به اندازه 10 کتاب در ذهن‌ها تأثیر می‌گذاشت، تصاویر و شیوه‌های هنری باید ما را به تفکر و اندیشیدن وادار کند، طبیعی است که آثار هنری هر چه غیرمستقیم‌تر باشد اندیشه را بیشتر می‌شوراند و فعال‌تر می‌کند. ارزش هنر به این است که تأثیرش را غیرمستقیم می‌گذارد، ما باید مفاهیم قرآن را تبدیل به هنر کنیم و کار اصلی نمایشگاه این است، نمایشگاه باید ذهن‌ها و خلاقیت‌ها را شکوفا کند. باید به گونه ای باشد که وقتی مخاطب می‌آید و یک دور نمایشگاه را می‌بیند، ایده‌هایی را در رشته خودش به دست بیاورد و بتواند یک سال روی آن کار کند، جالب است بدانید حداقل حدود دو سوم قرآن، مَثَل است یعنی امور نامحسوس را به محسوس تشبیه کرده، چرا قرآن از این روش استفاده کرده است؟ برای اینکه آن مفاهیم عقلی، روحی و معنوی و انتزاعی را به چشم انسان بکشاند، مجسم‌سازی معانی در قرآن به وفور وجود دارد، چرا از آن استفاده نمی‌کنیم؟ نمایشگاه قرآن یعنی از خیل آیاتی که مفاهیم را برای بشر مجسم و تصویرسازی کرده‌اند، تبعیت کنیم و از روش خود قرآن که داستان و مَثَل است، برای هدایت مردم استفاده کنیم. با نمایشنامه، فیلم، نقاشی و... می‌توان مفاهیم قرآنی را مجسم کرد.

قرآن می‌توانست تمام اصول اخلاقی را در یک صفحه و فرض کنید بیست یا سی سطر بیان کند، بگوید دروغ، کبر، نگاه خیانت بار و... بد است، ولی این کار را نکرده است. بلکه اصول انسانی را در قالب هنر و داستان ارائه کرده، زیرا یادآوری قاعده اخلاقی و پند و اندرز جامعه را عوض نمی‌کند، امروز روانشناسان تربیتی به این نتیجه رسیده‌اند که بهترین روش تغییر رفتار، داستان است، بعضی‌ها در سابق ایراد می‌گرفتند اگر قرآن کتاب آسمانی است چرا قصه می‌گوید؟ متوجه نبودند که قرآن، کتاب تربیتی است و بهترین روش تربیت هم داستان است. قرآن مسایل اخلاقی مهمی را در قالب داستان یوسف و زلیخا بیان کرده است و نیز سایر داستانهای انبیا و غیر انبیا. ویکتورهوگو کتاب بینوایان را نوشت و در جوامع مختلف تأثیر خود را گذاشت ولی بعدها همان داستان به صورت فیلم ارائه می شود و متناسب با زمان تأثیرگذاری خود را حفظ می کند. امروز هم باید داستانهای قرآنی به صورت فیلم و انیمیشن ساخته شود. این روش‌هایی است که باب آن را قرآن باز کرده است، قرآن از روش هنر و داستان‌ برای هدایت بشر استفاده کرده است، و این خود مجوزی برای ماست که از ابزار هنر، متناسب با تحولات زمانه، برای انتقال مفاهیم اخلاقی بهره بگیریم.

نمایشگاه قرآن باید صحنه هنرهای مختلف از جمله هنرهای تجسمی، خوشنویسی، مجسمه‌سازی، منبت‌کاری و هنرهای نمایشی باشد، انواع این‌ها باید به گونه‌ای که بینندگان و شنوندگان را وادار به تفکر و آشنایی با روح قرآن کند، در نمایشگاه عرضه شود، همین مسئله می‌تواند به کاربردی‌سازی مطالعات قرآنی در جامعه کمک کند، چون یک هنرمند برای تولید اثر قرآنی خود، لازم است یک مطالعه قرآنی هم داشته باشد. در کنار این موضوع، چند سال است که در نمایشگاه قرآن، نشست‌های علمی و تخصصی برگزار می‌شود و ما امسال این نشست‌ها را با غنای بیشتر و با همین موضوع «کاربردی‌سازی مطالعات قرآنی» برگزار کردیم. در این نشست‌ها جمعی از بهترین اساتید دانشگاهی و پژوهشگران قرآنی به ارائه مطالب خود پرداختند.

اگر امروز جوانی به شما مراجعه کند و بگوید که من می‌خواهم به قرآن مراجعه کنم و فهم درستی از آن داشته باشم، شما چه کتابی را معرفی می‌کنید یا چه سیری را پیشنهاد می‌کنید؟ اگرچه سؤالی کلی است اما به هر حال مطرح می‌شود.

انسان تا لذت یک علم را نچشد، آن را تعقیب نمی‌کند، من اگر یک ساعت راجع به شیرینی و مزه میوه‌ای سخنرانی کنم، تأثیر چندانی در جذب مخاطب نمیکند. اما اگر به جای سخن گفتن سکوت کنم و یک عدد سیب به او بدهم، وقتی چشید می‌فهمد سیب چیست و خود به دنبال آن خواهد رفت. بهتر است در جلسات، به جای بحث‌های کلی درباره نزول قرآن، تفسیر قرآن و علوم قرآن و...، یک آیه را بدون مقدمه تفسیر کنیم وارتباط کلمات را با یکدیگر توأم با رشته معانی که آنها را به زیبایی به هم پیوند داده است تبیین کنیم. وقتی مخاطبان ما شیرینی و لذت آن را ادراک کردند قطعا جاذبه آن روح واندیشه اشان را احاطه کرده و خود مشتاقانه آن را تعقیب خواهند کرد.